السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
291
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
سوال كردم : اين كيست ؟ گفته شد : او امير مؤمنان عليه السلام على بن ابيطالب است . به دنبال حضرت به راه افتادم . امام عليه السلام به طرف بازار شتر فروشان در حركت بود . وقتى به آنجا رسيد ، در وسط بازار ايستاد و فرمود : اى گروه تاجران ! از سوگند دروغ بپرهيزيد ؛ زيرا آن كالا را تباه مىكند و بركت را نابود مىسازد . . . » بحار الانوار از كتاب كشف المناقب آورده است كه ابو مطر گفت : « از مسجد بيرون آمدم . ناگهان شخصى از پشت سرم ندا داد : لباست را بالا بگير ؛ زيرا در اين صورت لباست ماندگارتر و خودت پرهيزگارتر خواهى بود و اگر مسلمان هستى ، سرت را پايين بگير . وقتى نگاه كردم ، مردى را ديدم كه لنگى به كمر بسته و ردايى بر دوش انداخته و تازيانهاى به دست دارد . گويا يكى از اعراب بيابانگرد است . به دنبال او راه افتادم و از شخصى پرسيدم : اين كيست ؟ آن مرد گفت : مىبينم در اين شهر غريب هستى ! گفتم : آرى ! مردى از اهل بصره هستم . آن مرد گفت : او على عليه السلام ، امير مؤمنان است . امام عليه السلام رفت تا به خانهء بنى معيط - بازار شتر فروشان - رسيد و در آنجا فرمود : معامله كنيد و سوگند نخوريد چرا كه سوگند كالا را تباه مىكند و بركت را مىبرد . . . » 419 - ( 12 ) ابو حمزه با واسطه گزارش مىكند كه امير مؤمنان عليه السلام در كنار خانهء فرزند ابو معيط - بازار شترفروشان - ايستاد و فرمود : « اى گروه سمساران ! سوگند را كاهش دهيد ؛ چرا كه كالا را تباه و سود را نابود مىكند . » 420 - ( 13 ) در كتاب مكارم الاخلاق از امام صادق عليه السلام از پدرش عليه السلام روايت مىشود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « خداوند با سه گروه سخن نمىگويد ، آنان را پاك نمىگرداند و براىشان عذاب دردناكى است : كسى كه از روى خود بزرگ بينى لباسش را بر زمين كشد ، كسى كه به دروغ كالايش را بستايد و كسى كه خود را در برابر تو با سينهء پاك و روشن جلوه دهد ، در حالى كه دلش پر از انديشهء خيانت و نيرنگ به توست . » اين حديث با سند ديگرى نيز گزارش شده است ؛ با اين تفاوت كه جملهء پايانى آن چنين است : « كسى كه خود را در برابر تو با سينهء پر از محبت و دوستى . . . »